شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
285
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
حركت كرد ، بدون پروا و وحشتى با صداى رسا مىگفت كه من براى كشته شدن مىروم و به همراهان خود محض اتمام حجت چنين گفت : « هر كس به طمع جاه و جلال همراه من است ، ترك همراهىام كند ، زيرا من براى مبارزه با ظلم و جور حركت مىكنم و كشته شدن من در راه حق و حقانيّت ، مسلم است » . اگر منظور حسين عليه السّلام اين موضوع نبود ، به كشته شدن تن نمىداد و در جمع نمودن لشكر كوشش مىكرد ، نه اين كه جماعتى را كه همراه داشت متفرق سازد ، چون قصدى جز كشته شدن كه مقدمهء يك نهضت عظيم و عالى بود ، نداشت . بزرگترين وسيله را بىكسى و مظلومى مىدانست و آن را اختيار كرد تا مصائب وى در قلوب عالم مؤثر واقع گردد . حسين عليه السّلام به هفتاد و دو تن از ياران خود چنين گفت : « من ننگ دارم كه پسر معاويه شراب مىخورد و اشعار هوسآلود مىسازد و قبايل بيمناك اسلام را با زر و زور مىترساند و پايهء حكومت بيداد را استوار مىكند و دين خدا بىپناه باشد . من بايد قيام كنم و با خون خود دين اسلام را آبيارى نمايم . اگر شما از اين راه پرخطر مىترسيد ، فورا بر گرديد و مرا به حال خود گذاريد » . ولى يارانش كشته شدن و فداكارى را بر زندگى ترجيح دادند . حسين عليه السّلام مىدانست كه پس از كشته شدن ، زنان و اطفال بنى هاشم ( كه آل محمد بودند ) اسير خواهند شد و اين واقعه در مسلمانان ، خاصّه در عرب ، بيش از آنچه به تصور آيد ، مؤثر است . چنان كه حركتها و رفتار ظالمانهء بنى اميه و سلوك بىرحمانهء آنان نسبت به اهل بيت حسين عليه السّلام به اندازهاى در قلوب مسلمانان مؤثر افتاد كه اثرش از كشته شدن حسين عليه السّلام و همراهانش كمتر نبود و عداوت بنى اميه را با خاندان محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلم و عقايد آنها را با اسلام و رفتارشان را با مسلمانان آشكار ساخت . اين بود كه حسين به دوستان خود كه او را از اين سفر منع مىنمودند ، مىگفت : « من براى كشته شدن مىروم » . دوستان حسين چون خيالاتشان محدود و از مقاصد عاليهء حسين عليه السّلام بىاطلاع بودند ، در منع مسافرت او اصرار مىكردند . حسين به آنها گفت : « خدا چنين خواسته و جدم چنين امر فرموده است » . ياران حسين چون چنين ديدند ، به حسين عليه السّلام پيشنهاد كردند و گفتند : « حال كه براى كشته شدن مىروى ، زنان و بچهها را همراه مبر » . حسين در پاسخ آنها فرمود : « خدا عيال مرا اسير خواسته » . و اين سخنان چون مسلم شد ، آنها فهميدند كه حسين عليه السّلام جز اجراى اوامر خداوند مقصد ديگرى به خاطر ندارد . اين بود كه فرمود : « چون قيام من به واسطهء جلوگيرى از ظلم و